تبليغاتX
شبهای روشن
سه شنبه بیست و هفتم دی 1384
 

كعبه خود سنگ نشاني است كه ره گم نشود


حاجي احرام دگر بند ببين يار كجاست

 


 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:17  توسط مسعود زارع مهرجردي  | 

جمعه بیست و سوم دی 1384
 

فردای منی ای همه ديروز من از تو

ای آنکه دو چندان شده تقديس زن از تو

روزی که خدا باز مرا زنده بخواهد

بايد بدمد در دهنم يک دهن از تو

در جسم تو جاری شده از روح خدايان

يا وام گرفتند خدايان بدن از تو

والاتر از آنی که در اين شعر بگنجی

کوچکتر از آنم که بگويم سخن از تو

سر سبز ترين فصل در اين زردی پاييز

بگذار بپوشد غزلم پيرهن از تو

ما را چه به کار غزل مولوی و شمس؟

افتاد در اين شعر ت تن تن ت تن از تو

                     حسین حاج هاشمی

بزم جالبی بود.حسین حاجی هاشمی و دوستش که اسمش یادم نیست از شعرای اصفهانی هستند.شبی با آنها سر کردن الحق طبع شعرم را قلقلک می دهد.حافظه ی آنها من را به یاد کمد اقای ووپی انداخت.حافظه ای تمام ناشدنی ، شلوغ  نا مرتب.علی عزیز هم حال مضاعف به ما تزریق میکرد.

تمام شد و گذشت.

.........................

داره بارون میاد...بند هم نمیاد...شیشه ی پنجره را باران شست...

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:7  توسط مسعود زارع مهرجردي  | 

پنجشنبه پانزدهم دی 1384
ميتونستم امشب
شباي هارلم و بگيرم
بپيچونم دورت
چراغاي وينگيلشو کلا کنم برات
مي تونستم امشب
ماشيناي گنده خيابون لنوکسو
تاکسيا و قطاراشو
واسونم
که صدا صداي تو باشه همش


ميتونستم امشب
صداي تپ تپ نفساي هارلمو فروش کنم
تو گرام
بگم بچرخه
همينجور بچرخه و باز بچرخه
و باش
با تو بچرخم
تا صب
سياي دختروي کوچه هاي هارلم

     لنگستون هيوز

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:8  توسط مسعود زارع مهرجردي  | 

سه شنبه سیزدهم دی 1384

 

سلام.من هنوز زنده ام.این چند روز رو تماما برای خودم بودم.البته این به قیمت افتادن از درس آزمایشگاه!!! تموم شد...

......................

 

اینجا رو بخونین.داریوش کاردان در مورد شبهای برره حرف زده.به نظرم ایشون بهتره چند ساعتی برن توی خیابونهای تهران قدم بزنند.شاید حالشون بهتر بشه.

 ......................

 

من "قهوه و سیگار" جیم جارموش می خوام.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:23  توسط مسعود زارع مهرجردي  | 

شنبه سوم دی 1384

 

مث يه شعله درخشيد      تو شب خالي و خونسرد
اين عجيبه ولي انگار       يه نفر باورمون كرد
يه نفر كه آسمونو           به دل آينه بخشيد‏
دلشو شكستيم اما           از گلايه‌مون نرنجيد
شب لبخند و گل و ترانه‌هاي شكلاتي
شب مردي شب مردي با عباي شكلاتي
هنوزم بودن با تو             برامون يه اتفاقه‏
عكس تو اگرچه كهنه‌اس   روي ديوار اتاقه
تو نجيب و مهربوني         بيا مهربون‌ترين باش
دست‌كم فقط يه‌ ذره         چلچراغي‌تر از اين باش
شب لبخند و گل و ترانه‌هاي شكلاتي
شب مردي، شب مردي، با عباي شكلاتي

ترانه از نيلوفر لاري پور براي خاتمي در شب يلدا

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:21  توسط مسعود زارع مهرجردي  |