عکس من برعکس من آسوده از رنج و غم است
خوش نشسته در میان قاب و جایش محکم است
او قناعت کرده بر یک قاب ناقابل ولی
هستی عالم به من بخشند اگر گویم کم است
?
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:10  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
از کوچه ی شب رهگذري مي گذرد
چشمان سياه دختري مي گذرد
خرمن خرمن گل طلا مي رويد
تا باد كنار روسري مي گذرد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:1  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:10  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
