عکس من برعکس من آسوده از رنج و غم است
خوش نشسته در میان قاب و جایش محکم است
او قناعت کرده بر یک قاب ناقابل ولی
هستی عالم به من بخشند اگر گویم کم است
?
امشب میِ انگور به ما می چسبد
این وصله ی ناجور به ما می چسبد
بنمای رُخت را که هوای این شهر
با بوي تو بدجور به ما می چسبد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:22  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:21  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
خوب من برگشتم.جايي نرفته بودم.از خودم برگشتم
......................................
موبايل من بازم قطع شد.
چراغهای رابطه رسما تاریک شدند...
فكر كنم چند ماهي فقط بعوان فترچه تلفن همراهم باشه.ولي همراهه.
......................................
پیامی به امگا امگا امگا:
نگذار اینجا بوی خار و خس بگیرم
می خواهم از دنیا دلم را پس بگیرم
می خواهم امشب برگ برگ هستی ام را
از شاخه های این شب نارس بگیرم.....
..............................
من رفتم شیراز
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:43  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
اینکه ایتالیا و فرانسه رفتن فینال اصلا مهم نیست
اینکه همه میگن"چیه اینجا معلوم نیست ادبیه!هنریه!ورزشیه!شخصیه!"اصلا مهم نیست
اینکه این تهمینه(میلانی) تو فیلمش نگفت ماها که بزرگ درونمون رو گم کردیم چکار کنیم؟
مهم اینه که :
گفتند تمنایی از دوست بکن سعدی
جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی...
..........................
هنگامي كه بيگانه آمد
آن را خريد و
بر فراز آن دودكشي برافراشت
علي احمد سعيد ( آدونیس)
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:32  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
ای روح زخمه خورده.ای روح چهل تکه(۱).ای پریشانیهای جمعه های دوری و صبوری.ای آرژانتین...
ای تهاجم سطور سخت صقیل بر اندام نحیف شاعرانه مردی که روزها فقیرانه پاهای قهرمانان شما را شرط می بست(۲).ای آژانتین...
اینسان زیستن را کدام ستاره ی دنباله داری بر پیشانی شما نوشته است :"کم باش و نورانی باش."
ای آرژانتین.ای آبی های یک در میان.من و قلب کوچکم دوست داریم تا در آسمان صاف و آبی پرواز کنیم(۳).اما چه سود که آن "مرد پکر"(۴) دوست دارد تازیانه های "برانکو"(۵) را در "ساعت پنج عصر"(۶) هرگز فراموش نکنیم.
فرزندانم چنان استوار با سرزمین ناملایمات خداحافظی کنید که گویی آنها عزادار به شمایند.
ای سرزمین گویه چگارا و آرماندو(۷). "ویوا ویوا"(۸) وا ویلا.
........................................
(۱) تکیه کلامی یادگار از یک آشنا
(۲) ده هزار تومن ناقابل
(۳)بخشی از یک تبلیغ تلوزیونی برای بیماری های خاص.متن کامل اینجا
(۴) معادل فارسی نام مربی آرژانتین
(۵)نام یکی از قهرمانان تاریخی شرق.از زندگی و تفکرات ایشان منبعی در دست نیست.فقط هرکسی فهمید که چرا علی کریمی را تعویض کرد بگوید ما هم بدانیم.
(۶) می شود ساعت شش و نیم بوقت تهران
(۷) نام کوچک مارادونا.از ورزشکاران آرژانتین که گویا دیوان شعری هم به نام:"وقتی دستم به توپ خورد" به او منصوب است.
(۸)Viva Viva
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:22  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
دلدار به من چنین چنین کرد و برفت![]()
بار دگرم چنین چنین کرد و برفت![]()
من از پی او چنین چنین می کردم![]()
با دست به ما چنین چنین کرد و برفت![]()
این شعر را از کتابی خواندم که نویسنده هم آنرا پشت کتابی خوانده است.
به هرحال این شعر بر خلاف ظاهرش کاملا سالم است و قافیه پردازیش قابل قبول.اما شاعرش نامعلوم است.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:6  توسط مسعود زارع مهرجردي
|