عکس من برعکس من آسوده از رنج و غم است
خوش نشسته در میان قاب و جایش محکم است
او قناعت کرده بر یک قاب ناقابل ولی
هستی عالم به من بخشند اگر گویم کم است
?
خوب من برگشتم.جايي نرفته بودم.از خودم برگشتم
......................................
موبايل من بازم قطع شد.
چراغهای رابطه رسما تاریک شدند...
فكر كنم چند ماهي فقط بعوان فترچه تلفن همراهم باشه.ولي همراهه.
......................................
پیامی به امگا امگا امگا:
نگذار اینجا بوی خار و خس بگیرم
می خواهم از دنیا دلم را پس بگیرم
می خواهم امشب برگ برگ هستی ام را
از شاخه های این شب نارس بگیرم.....
..............................
من رفتم شیراز
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:43  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
