تبليغاتX
شبهای روشن
یکشنبه سی ام مهر 1385
بگذار پيش و پس بشود روز عيد فطر

من با هلال روي تو افطار مي كنم....

........................................................
شيراز را هم به جا آورديم.به اندازه ي سوك سوك... 

........................................................

ما آقاي بهراميان را دوست مي داريم.

........................................................

انشاا... رباعي:

مي خواست نگاهي به جهان... كُند ... سريع
انداخته باشد...هيجان...كند...سريع:
دنيا به نظر خسته و سرگردان بود
انديشه... خدا... حرف... زمان... كند... سريع



از دست شما نمي شود كاري كرد
با نذر و دعا نمي شود كاري كرد
از دست شما زمانه تنگ آمده است
قهر است خدا نمي شود كاري كرد


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:40  توسط مسعود زارع مهرجردي  |