عکس من برعکس من آسوده از رنج و غم است
خوش نشسته در میان قاب و جایش محکم است
او قناعت کرده بر یک قاب ناقابل ولی
هستی عالم به من بخشند اگر گویم کم است
?

تيتر درشت-زلزله ي روزنامه ها
مردي كه كشت!- غائله ی روزنامه ها
مردم چه ساده اند در اين گير و دارها
دم مي دهند در تله ی روزنامه ها
سر مي دهند بر سر بود و نبودشان
روزي سر معادله ی روزنامه ها
عكس وزير...شيشه ي ماشين...چراغ سبز...
حالا تمام مسئله ی روزنامه ها
دست غريبه ايست كه دارد براي نان
تف مي كند به غائله ي روزنامه ها
دنيا مسطح است به پهناي تيترها
با طول و عرض و شاکله ي روزنامه ها
قدري شبيه ما است فقط كاغذي تر است
حتي زوال سلسله ي روزنامه ها
وقتش رسيد...عكس مرا آگهي كنيد
در انتهاي حوصله ي روزنامه ها
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:20  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
