عکس من برعکس من آسوده از رنج و غم است
خوش نشسته در میان قاب و جایش محکم است
او قناعت کرده بر یک قاب ناقابل ولی
هستی عالم به من بخشند اگر گویم کم است
?
بعد از اين همه وقت حالا هم چيزي براي عرضه ندارم به جز اينكه:
دكتر مجيد پويان بالاخره وبنويس شد
سايت انجمن ادبي جيحون كم كم راه اندازي مي شود
این وبلاگ قرار نبود دغدغه ی ادبی داشته باشد...ندارد هم!!!
خجالت زده ی تمام دوستانی که لطف داشتند و فرصت بازدید دست نداد
پروانه ای از شعر و شعور افتاده
یک مرد که در بند غرور افتاده
تو نیمه ی سالم حیات عشقی
من نیمه ی دیگرم که دور افتاده...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:20  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
