عکس من برعکس من آسوده از رنج و غم است
خوش نشسته در میان قاب و جایش محکم است
او قناعت کرده بر یک قاب ناقابل ولی
هستی عالم به من بخشند اگر گویم کم است
?
امید ز هرکس که بریدیم بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم پریدیم
وحشی بافقی
....................................
اینجا همه جا هست
سبو هست
صدا هست
یک دست دعا هست
خدا نیست....خدا نیست...
.................................
همینجوری از درد به خودم میپیچم...از همون دردهای غیر مردن...ولی بازم دارم میخندم....
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:4  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
