تبليغاتX
شبهای روشن
جمعه نهم بهمن 1383

ای عاشقاتن عهد کهن

نفرینتان به جان من

او را رها کنید

نفرین اگر به دامن او گیرد

ترسم خدا نکرده بمیرد

از ما دو تن به یکی اکتفا کنید

او را رها کنید

                             حمید مصدق

 

تقویم تاریخ:امروز سالگرد تولد فریدون فروغیه.

به خاطر همین تصمیم دارم تا شب فروغی گوش بدم.

 -------------------------------------------------------------

ساختن کافی است.پرداختن کافی است.دل مرده ها را همین یک کفن کفایت میکند.کافی است آنهمه تو را تو را...

من دیگر به عهدی، تو را وفادار نمی مانم.

کاش امشب سردتر از آن بود که گرمای تو را حس کنم."ای کاش میدانستم اگر تنها آمدم و در آخر راه تنها میروم به تنها احتیاج دارم...پس کلمه را آنچنان ندانسته آموختم که به جای تنها، تنها ماندم". لحظه ها سخت پریشانند . من هم. عقربه ها به هم میپیچند.شاید به زودی شاهد تولد لحظه ای دیگر باشیم.شانه میماند و من صدایم د ر نمیاید.من که سالها منتظر چنین شانه ای برای هق هق بودم حالا صدایم در نمیاید.شانه ی رهگذر خیلی آشناست. نشناخته میرود. صبر کن.شاید من به تو عاشق باشم....

 

 

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:17  توسط مسعود زارع مهرجردي  |