عکس من برعکس من آسوده از رنج و غم است
خوش نشسته در میان قاب و جایش محکم است
او قناعت کرده بر یک قاب ناقابل ولی
هستی عالم به من بخشند اگر گویم کم است
?
گفت:
هر که را شوق خم ابرو بود
روبرو بودن به از پهلو بود...
گفتم:
روبرو بودن ندارد لذتی
لذتی گر هست در پهلو بود...
.......................................
دعوت به همکاری:
به یک نفر آدم فارسی زبان جهت متقاعد کردن پدر بزرگ ما که وقتی برای تولدش شمع 80 می خری نگوید: "کره خر!!! من 21 سالمه حالا یه ماه بالا و پایین" (اینو با لهجه شیرازی غلیظ بخونین)...پدر بزرگ گرامی نوه ی شما در آستانه ی جوانی به سر می برد و به کار بردن چنین لقب خفت انگیزی غرورش را خدشه دار می نماید...او مدتهاست که به یک خر کامل و بالغ تبدیل شده...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 19:30  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
