عکس من برعکس من آسوده از رنج و غم است
خوش نشسته در میان قاب و جایش محکم است
او قناعت کرده بر یک قاب ناقابل ولی
هستی عالم به من بخشند اگر گویم کم است
?
جک لندن هم مست بود!
دوباره آوای وحش *
به گوش میرسید از لای دندان های سپید.*
با ورودمان،
میکده پر شد از حضور ما.
( ـ خوش اومدین،
بفرماین هر جا که دوس دارین بشینین!
چه میل دارین؟
ـ یک گیلاس شیراز!)
( راستی، هرگز آیا جک لندن
شیراز نوشیده بود ؟ )
سرخ،
همچون نگینی از یاقوت، سرخ
سرخ،
همچون چشمان من،
مست که می شوم
و تازه،
چونان لبان تو
وقتی گه گفتی: نوش
آن شب.
( جک، حالا دیگه نوبت توهه تا یه چیزی بگی)
ـ نوش
راستی،
شمال چگونه بود؟
هرگز آیا با ماهِ در شراب شناور
سخن گفتهیی؟
نگاه کن!
ماه در شرابِ من شناور است!
کجا
می تواند
بیارآمد این سر؟
(ترو خدا به این وحشیا بگو خفه شن
می خوام گوش بدم به ستاره ها)
ـ نوش!
پیاده رو خیس و جک لندن مست بود.
.
.
بهار نبود
اما نفس ِ بهاری بود
و جک لندن هم
مست بود.
صمصام کشفی
.............
*:آوای وحش و سپید دندان کتابهای جک لندن هستند.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:27  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
