عکس من برعکس من آسوده از رنج و غم است
خوش نشسته در میان قاب و جایش محکم است
او قناعت کرده بر یک قاب ناقابل ولی
هستی عالم به من بخشند اگر گویم کم است
?
تاج از فرق فلک برداشتن
جاودان آن تاج بر سر داشتن.
در بهشت آرزو ره یافتن
هر نفس شهدی به ساغر داشتن.
روز، در انواع نعمت ها و ناز،
شب بتی چون ماه در برداشتن.
صبح، از بام جهان چون آفتاب،
روی گیتی را منور داشتن.
شامگه، چون ماه رویا آفرین،
ناز بر افلاک و اختر داشتن!
چون صبا در "مزرع سبز فلک"
بال در بال کبوتر داشتن.
حشمت و جاه سلیمان یافتن،
شوکت و فر سکندر داشتن.
تا ابد در اوج قدرت زیستن
ملک هستی را مسخر داشتن.
بر تو ارزانی که ما را خوشتر است
لذت یک لحظه مادر داشتن.
فریدون مشیری
.......................................
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:39  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
