تبليغاتX
شبهای روشن
جمعه سیزدهم آبان 1384

در باده های ما می بی غش نمانده است

در مجمر شکسته که آتش نمانده است

ساقی شکست ، فاصله وقف بهانه شد

دستی برای جام بلاکش نمانده است

یک سنگ بروی تن دریا کشیده ایم

مادربزرگ هم سر حرفش نمانده است

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:15  توسط مسعود زارع مهرجردي  |