تبليغاتX
شبهای روشن
چهارشنبه هجدهم آبان 1384

چراغ های رابطه تقریبا خاموشند.یعنی کورسو. شاید هم کمتر.این"کم" هم به خاطر خرده یاد و هوشی است که هیچکس را فراموش نمیکند.اما وجود ، معنای بزرگی است.یعنی اینکه کسی را موجود بدانی و به خاطر وجودش همیشه باشد.من که دست به تکلمم مدتهاست خوب نیست به گوش دادن هم عادتی ندارم فقط احساس میکنم.فقط احساس.این احساس ربطی به عشق ندارد.اما به شعر...نه به شعر هم ربطی ندارد.به مینا دختر همسایه هم ربطی ندارد: 

 

ما شب ها در پشه بند می خوابیدیم تا مینا دختر همسایه را پیش ازخواب سیر تماشا کنیم و بعد کاسه ی آب یخ را سر بکشیم یک پهلو بخوابیم تا موهای بلند و پر پشت مینا را که از کنار تختش آویزان می شد ببینیم...

بابا که می دانست که زیر کاسه یخ ما نیم کاسه ای هست هر ده دقیقه یکبار ما را بیخود وبی جهت حاضر غائب می کرد....

   شهیار قنبری

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:16  توسط مسعود زارع مهرجردي  |